درباره sinderela
من به خوشبختی خود می نگرم
و به اینکه نفس عشق چه حالی دارد و به اینکه تو به صد شوق مرا میخوانی ، و به یک قهر مرا میرانی ! من به یکرنگی این آینه ها مشکوکم که مرا با همه ی سادگی ام ، چون کلافی پر از گمراهی مثل یک هیچ نمایان کردند ! من در اینجا نفسم تنگ شده است بسکه گرداگردم پر از دیوار است گر نبودی اینجا ،گر دلت با دل من ساده و یکرنگ نبود، بی گمان غصه مرا می دزدید، می سپردم به خزان!در دو دستان توانای خزان می مردم. تو شبیه بادی،من شبیه بادبادک هستم. تا تو هستی، هستم، بی تو اما... ورقی کاغذ و...هیچ...
|
دفتر مهمان (
876 )
payamape
و و عجب علاقه جالب داري واقعن قابل تحسين 4 days ago payamape
salam 4 days ago saeed3070چندیست که بیمار وفایت شده ام,در بستر غم چشم به راحت شده ام,این را تو بدان اگر بمیرم روزی,مسئول تویی که من فدایت شده ام 1 week ago saeed3070مثل هيچ کس مث اون موج صبوري آه وفاداره به دريا تو مهي مثل حقيقت مهربوني مث رويا چه قدر تازه و پاآي مث ياساي تو باغچه مث اون ديوان حافظ آه نشسته لب طاقچه تو مث اون گل سرخي آه گذاشتم لاي دفتر مث اون حرفي آه ناگفته مي مونه دم آخر تو مث بارون عشقي روي تنهايي شاعر تو همون آبي آه رسمه بريزن پشت مسافر مث برق دو تا چشمي توي يك قاب شكسته مث پرواز واسه قلبي آه يكي بالاشو بسته مث اون مهمون خوبي آه ميآد آخر هفته مث اون حرفي آه از ياد دل و پنجره رفته مث پاييزي وليكن پري از گل هاي پونه مث اون قولي آه دادي گفتي يادش نمي مونه 1 week ago saeed3070اشک بهترين پديده ي دنياست ولي تا زيبا ترين چيز ها رو از انسان نگيره خودشو تقديم نميکنه 1 week ago bahareh35100
خدا جون منو بغل کن ، یه نگاهی لااقل کن،خداجون غریب و لوسم،من میخوام تورو ببوسم،خداجون چقدر تو ماهی،قربونت برم الهی،یادته به من میگفتی،بپا از کولم نیفتی،دیدی افتادم با کله،روی خاک این محله،زندگیم شبیه مرگه،نفسام نمیتمرگه،....خداجون پس کی میایی؟،میمیرم اگه نیایی 2 weeks ago monciel
اين روزا ديگه ادما لحظه هاشونو مي فروشن Nov 29 ,2008 |
||